شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 20
نفثة المصدور ( فارسى )
ايشان در ادب عربى و فارسى مايه مىگيرد ! بىدغدغهء خاطر و با اطمينانى بيشتر ابراز مىداشتند ، و تا هرگونه غبار شبهت و توهّم از پيش خاطر گروهى خيرهسر ! كه محتملست قول ايشان را سندى قاطع و معتبر نشناسند ، برخيزد ، يك دو شاهد نيز از نظم و نثر بزرگان ادب چاشنى آن مىكردند ، و اين مسألهء غامض ! را تمامشده اعلام مىفرمودند ، و بار گران داورى را نيز در اين مهم ! از دوش [ فضلاى كشور ] برمىگرفتند « 1 » . 12 - [ ص 34 سطر اول ( و تا نه بس دير ، لهنه كلاب « 2 » و نجعهء ذناب « 3 » خواهند شد الخ ) در تكميل توضيحاتى كه از طرف ناشر محترم داده شده است عرض ميكنم كه اين تركيب را خاقانى در ضمن قصايد خود فراوان استعمال كرده و بجاى ( نه بس دير ) ( بس نه دير ) به كار برده است از جمله گويد : تا بس نه دير والى شام و شه يمن * باجش بمصر و ساو بصنعا برافكند . ] در اين مورد نيز ، هم اين بندهء كم اطّلاع ، و هم به يقين همهء محقّقان و متتبّعان ادب فارسى از آن معلّم فاضل منّت پذيرند ! كه با فحص بليغ ! و استقصاى بغايت ! به جاى « نه بس دير » مذكور در نفثة المصدور ، مزيد بر شواهدى كه در مقدّمهء كتاب ، صفحهء دوازده ، و حواشى و تعليقات ، صفحهء 184 ، مذكور افتاده - [ بس نه دير ] ى هم در ديوان خاقانى يافتهاند . جزاك اللّه خيرا . 13 - [ ص 36 سطر 3 ( و صورت كرده كه عراق مبشّر احران « 4 » و منذر اخوان من خواهد بود ) اين تصحيح و اين ضبط را بنده كاشف از مراد مؤلف نميداند شايد بتوان عبارت را چنين تصحيح كرد ( و صورت كرده كه عريان مبشّر احران « 4 » و منذر اخوان من خواهم بود ) اقتباس است از قول پيغمبر ص كه فرموده ( انا النّذير العريان ) ابن اثير در
--> ( 1 ) - براى شواهد « من قرط الاذن » رجوع شود به : حواشى و تعليقات نفثة المصدور ، صفحهء 181 ، و فرهنگ لغات و تعبيرات و كنايات اين كتاب ، صفحهء 359 و 360 ، ذيل « از بن گوش » ، و « راحة الصدور » ، فرهنگ لغات و مصطلحات نادره ، صفحهء 510 ، ذيل « من تحت القرط » . ( 2 ) - چنين است در اصل مقاله ، به جاى « لهنهء كلاب » . ( 3 ) - چنين است در اصل مقاله ، به جاى « ذئاب » ، و به ظاهر غلط مطبعى است . ( 4 ) - چنين است در اصل مقاله ، به جاى « احزان » ، و به ظاهر غلط مطبعى است .